لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران

فرق لعن و دشنام ( سب ، فحش )

دسته: سایر موضوعات
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۱۴ مهر ۱۳۹۵
فرق لعن و دشنام ( سب ، فحش )Reviewed by کارشناس دینی on Oct 5Rating: 5.0

لعن در لغت
لعن به معنای راندن  ، دور کردن از روی غضب  و نفرین کردن بیان شده است  .
راغب اصفهانی می گوید :”  اللعن : الطرد والإبعاد على سبیل السخط ، وذلک من الله تعالى فی الآخره عقوبه ; وفی الدنیا انقطاع من قبول رحمته وتوفیقه، ومن الإنسان دعاء على غیره ؛ لعن دور کردن و راندن کسی به حالت ناراحتی است که در قیامت از جانب خدا یک نوع عقوبت محسوب میشود ، ولی در دنیا از طرف خداوند دوری از رحمت وسلب توفیق عبد و از جانب بندگان دعا بر دیگری است . ۱
به طوری که در مورد شیطان نیز گفته شده : « طردوه و أبعدوه و هو لعینٌ طریدٌ و قد لعن الله ابلیس: طرده من الجنّه و أبعده من جوار الملائکه » .
خداى بزرگ در قرآن، شیطان را لعن نموده و این لعن به معناى دور کردن او از بهشت و همسایگى فرشتگان است .
پس معنای لعن همان طلب دوری از رحمت خداست ؛ یعنی لعنت کننده از خدا می‌خواهد که شخص لعنت شده را از رحمت خود دور نماید ؛ و با عبارت «اللهم العن فلاناً» و یا «لعنه الله» یا «لعنه الله علیه» در واقع ، همان دوری از رحمت خداوند را برای او طلب می‌کند .

سب و شتم در لغت
ابن أثیر: « السبّ : الشتم »۲
سب همان شتم (ناسزا و فحش ) است .

در قرآن نزدیک به ۴۰ آیه واژه ی  ” لعن ” در مصادیق گوناگون بیان شده است اما واژه ی ” سبّ ” (دشنام زشت ودردناک )  دو مورد آن هم در یک آیه بیان شده است که در آنجا بیان می کند که ” معبودهای مشرکان را  دشنام نگویید زیرا که آنها هم از روی جهل معبودهای شما را دشنام می گویند . “۳

حتما بخوانید  يكی از ادله سكوت حضرت علی(ع) حفظ وحدت مسلمانان بود، اين مساله را توضيح دهيد.؟

البته باید توجه نمود که این آیه نشانگر لزوم رعایت احترام به مقدسات دیگران و حتى بت هاى مشرکان نیست ; بلکه نهى و جلوگیرى  « سبّ » ، بدین جهت است که دشنام گفتن به مقدسات بت پرستان ، موجب مى شود که آنان نیز خداوند را دشنام گویند ; چرا که اگر احترام به مقدسات مشرکان لازم بود ، حضرت ابراهیم (علیه السلام) و پیامبر اسلام ، بت ها را نمى شکستند و قرآن عمل حضرت ابراهیم را فضیلت نمى دانست .

از برخى آیات قرآن مى توان مصادیق سبّ را استفاده نمود ، نظیر : ” وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ ; داستان او به سگ مى ماند “.۴ و در جایى دیگر مى فرماید : ” مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ ; مثل آنانى که تورات را به دوش گرفته و به آن عمل نمى کنند مانند داستان الاغ است ” ۵ . و درباره ابولهب مى فرماید : ” تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ; بریده باد دو دست ابولهب ” ۶. و درباره اصحاب اخدود مى فرماید : ” قُتِلَ اصحابُ الاُخدود ; مرگ بر اصحاب اخدود ” ۷

آیه: ” لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَکَانَ اللّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا ; خداوند بانگ برداشتن به بد زبانى را دوست ندارد ، مگر کسى که بر او ستم رفته باشد ” ۸، می توان استفاده کرد که  خداوند غریو و بانگ بد را دوست ندارد جز درباره کسى که مورد ظلم قرار گرفته باشد . از این آیات مى توان تجویز سبّ و شتم را در مواردى ، برداشت نمود .

مرحوم شیخ انصارى مى فرماید : اصل در دین ، احترام مؤمن است و جز در مواردى که به طور یقین ثابت نشده ـ کسى را ـ نمى توان از این اصل استثنا و جدا کرد ; نظیر غیبت کسى که آشکارا فساد انجام مى دهد. چنان که در سب و دشنام بدعت گذار و متجاهر به فسق این استثنا وجود دارد .

حتما بخوانید  احکام عزاداری امام حسین (علیه السلام)

بنابراین سبّ و شتم همیشه مذموم نیست و از آیه (لا تسبّوا) حکم مذمت کلی  سبّ فهمیده نمى شود ، بلکه آیه یاد شده تصریح دارد که در شرایط خاص نباید موجب تحریک احساسات مخالفان را فراهم آورد .

بنابراین واژه سبّ و لعن از نظر مفهوم در دو مقوله جداگانه قرار دارد و از جهت حکمى  ، هر یک در برخى از شرایط و موقعیت ها روا مى باشد .

_______________
پی نوشت ها:

-المفردات /ص ۴۵۱

۲- النهایه /ج ۴ /ص ۳۳۰

۳- انعام / ۱۰۸

۴-  اعراف /۱۷۶

۵- جمعه /۵

۶- مسد / ۱

۷- بروج / ۴

۸- نساء /۱۴۸

منبع: تبیان


نوشته شده توسط:کارشناس دینی - 3955 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 121
برچسب ها:
دیدگاه ها

توجه: وارد کردن نام و ایمیل اختیاری است