لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران

راه شناخت معارف و احکام اسلامی

دسته: دین پژوهی
بدون دیدگاه
پنج شنبه - ۱۳ آبان ۱۳۹۵
راه شناخت معارف و احکام اسلامیReviewed by کارشناس دینی on Nov 3Rating:

اهل بیت

پرسش: آیا برای شناخت و فهم دین انسان باید به معصومین علیهم السلام مراجعه کند؟

پاسخ اجمالی:
۱ـ اسلام مجموعه ای ازاحکام ودستورات الهی است ، که برای سعادت بشربیان شده است .
۲ ـ مجموعه احکام اسلامی .ازجانب خداوند است که توسط پیامبران وامامان که نمایندگان خدا درروی زمین هستند به بشرابلاغ می کنند وهرحکمی که ازجانب خدا نباشد هیچ ارزش اسلامی ندارد ۳ ـحکم الهی وخدایی باید ازجانب خدا صادرشود وبه ما برسد وتنها راه ابلاغ او هم توسط نمایندگان او یعنی پیامبران وامامان است وهرحکم دیگری که کسی از پیش خود بدهد ولو به اسم اسلام و دین باشد ولی اگر ازجانب پیامبر وامام نرسیده باشد حکم اسلامی ودین نیست ۴ ـ پس معلوم شد که درشناخت اسلام واحکام اسلامی باید سراغ ائمه وپیشوایان دینی برویم زیرا آنها نمایندگان الهی وجانشینان او درروی زمین اند وبرای تبلیغ وبیان احکام الهی مامور شده اند وما مأمور به پیروی وگرفتن دستورات ازآنها هستیم ، قرآن می فرماید :هرچه پیامبرخدا دستور می دهد عمل کنید که حکم ما است و هرچه راکه نهی میکند انجام ندهید وپیامبرخدا (ص) هم به تقل متواتر از شیعه وسنی فرمودند که : من دو شیئ گرانبها بین شما می گذارم که اگر بخواهید به دین اسلام وآنچه مورد رضای خدااست عمل کنید باید دنباله رو این دو باشید اول قرآن ودوم اهل بیت من ودرجای دیگر فرمود( انا مدینه العلم وعلی بابها)هرکه بخواهد وارد شهر علم من پیامبرشود وازاحکام ودستورات من آگاهی پیدا کند وبا آنها عمل نماید باید ازراه ولایت علی (ع) بیاید ، واگرازراه دیگری رفت بیراهه رفته وراه نپیموده .

پاسخ تفصیلی:
کسی که می خواهد کاروانی را در مسیری راهنمایی کند باید خود از کم و کیف مبدأ و مقصد، آگاهی کامل داشته و انحرافات و خطرات احتمالی راه را بشناسد تا بتواند چنین وظیفه ای را بخوبی انجام دهد. همینطور آن که می خواهد راهنما و هادی یک امت در بستر زندگی گردد و آنان را به مقصد سعادت، رهنمون شود بایستی خود، مهدی و هدایت یافته بوده، بر همه ی جوانب «مبدأ»، «راه» و «مقصد» احاطه ی کامل داشته باشد، در غیر این صورت، از عهده ی «هدایت» خلق بر نمی آید.
خوشبختانه، کسانی که ما (شیعه) به پیشوایی ایشان اعتقاد داریم، مصداق بارز این ویژگی هستند و قرآن مجید در باره ی آنان فرموده است:
«و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوه و ایتاء الزکوه و کانوا لنا عابدین» (۱)
ما آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان (مردم را) هدایت می کردند و انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم و آنان فقط ما را می پرستیدند.
مفسر عالیقدر شیعه، مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه ی فوق، روایتی از حضرت رضا علیه السلام نقل کرده که آن حضرت می فرماید:
«خداوند حضرت ابراهیم را به امامت، کرامت بخشید و آن را در نسل پاک و برگزیده ی او قرارداد تا به رسول گرامی اسلام (ص) رسید و از آن حضرت به امیرمومنان (ع) و فرزندان پاک او منتقل شد. » (۲)
وی در تفسیر آیه ی مذکور می گوید:
«چون امام به سبب امر خدا امت را هدایت می کند، وجود خودش نخست با آن هدایت عجین شده و از طریق او میان مردم – هر کسی در خور درک خویش – پخش می شود. بنابراین، امام رابط فیوضات معنوی خدا به بندگان است. » (۳)
پس عقل و شرع، حکم می کند که امامان علیهم السلام هدایتگران هدایت یافته اند. اینک ببینیم آن هادیان معصوم با چه روشی به هدایت دیگران می پرداختند.
روشهای هدایت
الف – ارشاد با عمل
طبیبی که سفارشهای پزشکی خود را به کار بندد، بیشتر مورد اطمینان بیماران خویش است. اگر چشم پزشکی – مثلا – به دیگران توصیه کند که با آب آلوده صورت خود را نشویید زیرا برای چشم ضرر دارد ولی خود با آب آلوده، شستشو کند، این سفارش او در دیگران تأثیر نمی کند، از این رو، رهبران دینی باید قبل از اینکه سخنانشان مردم را به سوی خدا بخواند، کردارشان نشان دهنده ی راه خدا باشد.
پس پیامبر و به دنبال او، امام بایستی پیش و بیش از دیگران به آیین خویش ایمان آورده و پای بند باشند و حضرت امیر علیه السلام بر این مطلب چنین تأکید می کند:
«ایها الناس انی و الله ما احثکم علی طاعه الا و اسبقکم الیها و لاانهاکم عن معصیه الا و اتناهی قبلکم عنها» (۴)
ای مردم! به خدا سوگند شما را به طاعتی ترغیب نمی کنم مگر اینکه خود پیش از شما به آن می پردازم و شما را از معصیتی برحذر نمی دارم جز اینکه خود زودتر از شما از آن حذر می کنم.
وقتی معصوم بودن پیامبر و امام را به مطلب بالا اضافه کنیم بخوبی، روشن می شود که راهنمایان الهی با تمام وجود خویش بویژه باکردار خود، صراط مستقیم خدا را به بندگانش نشان می دادند و خود نیز هرگز کوچکترین انحراف یا اشتباهی را مرتکب نمی شدند.
ب- اعتقاد به گفتار
معصومین به آنچه می گفتند ایمان داشتند. وقتی مردم را به یگانگی خدا می خواندند، خود غرق عشق به «الله» بودند و آنگاه که ایشان را به بهشت، امیدوار و از دوزخ بر حذر می داشتند، خود چنان بودند که نسیم روح افزای بهشت را دریافته و زبانه ی شعله های آتش دوزخ را می دیدند. گاهی در دعا می گفتند:
«خداوندا! کورباد چشمانی که تو را مراقب خویش نبیند. » (۵)
و این نشان آن است که همواره خود را در صحنه های زندگی در محضر خدا می دیدند، چنانکه وقتی طفل شیرخواره ی حضرت سیدالشهدا (ع) را به قتل رساندند، حضرت خون گلوی او را بسوی آسمان پاشید و گفت:
«هون علی ما نزل بی انه بعین الله» (۶)
آنچه بر من فرود می آید، چون در دیدگاه خداست، بر من آسان است.
همچنین آن پاکان معصوم، اعتقاد و عمل به گفتار را برای نشر و تبلیغ اسلام یک اصل ضروری تلقی می کردند، چنانکه حضرت صادق علیه السلام فرموده است:
«کونوا دعاه للناس بغیر ألسنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلوه و الخیر فإن ذلک داعیه» (۷)
با غیر زبانتان فراخوان مردم (بسوی حق) باشید، آنان باید از شما ورع و کوشش و نماز و کار خیر ببینند و این، دعوت کننده (آنها به حق) است.
ج – ایجاد زمینه برای تأثیر ارشاد
بذر و باران، هر چند خوب و فراوان باشد در زمین شوره زار، برگ و بار نمی دهد، همینطور، سخن نیک و حکمت آمیز بر دلهای نامستعد و بی زمینه اثر نمی گذارد. از این رو، پیشوایان معصوم (ع) با اتخاذ روشهای اصولی به ایجاد زمینه می پرداختند که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:
۱- فروتنی در ارشاد: آنها در دعوت خویش، همواره از صفت زیبای تواضع برخوردار بودند و هرگز قصد برتری طلبی بر دیگران را نداشتند، زندگی ساده و بی آلایش و رفتار صادقانه و دور از پیرایه ی ظاهر سازی، شاهد زنده ای بر منش آزاده و متواضعانه ی رسول خدا (ص) و امامان معصوم (ع) است و همین فروتنی و تواضع، سبب جذب مردم به آیین مقدس اسلام و ارشاد و راهنمایی آنان می شد.
نقل شده که امام حسن و سیدالشهداء علیهما السلام بر پیرمردی گذر کردند که در حال وضو گرفتن بود ولی وضویش ایراد داشت. آن دو بزرگوار تصمیم گرفتند تا در حضور پیرمرد وضو گرفته و او را داور قرار داده تا بر وضویشان نظارت کند. وقتی به نوبت وضو گرفتند از او پرسیدند: کدام یک از ما وضوی نیکو گرفت؟ پیرمرد پاسخ داد: هر دوی شما نیکو وضو ساختید، ولی من تاکنون نحوه ی وضو ساختن را نمی دانستم و اینک از شما آموختم. (۸)
۲- اخلاص در تبلیغ: یکی از زمینه های مهم تأثیر ارشاد این است که مردم احساس کنند مبلغ و مرشد، طمعی به مال آنان یا قصد تسلط بر مقدراتشان را ندارد. در قرآن مجید بطور مکرر به پیامبران سفارش شده:
«قل لا اسئلکم علیه اجرا» (۹)
(به مردم) بگو که پاداش بر تبلیغ رسالت و هدایت از شما نمی خواهم.
رسول اکرم (ص) و امامان علیهم السلام نیز چنین روشی را دنبال می کردند و هرگز هیچ گونه اجر و مزدی از دیگران طلب نکردند.
۳- ایجاد عطش برای قبول هدایت: معصومین (ع) گاهی برای تأثیر بهتر از ارشادات خود در افراد، تلاش می کردند تا آمادگی فراگیری آنان را افزایش داده و زمین دلشان را برای کاشتن بذر هدایت و حکمت، آماده تر نمایند. عنوان بصری می گوید:
«من پای درس مالک بن انس (رئیس فرقه ی مالکیه) می رفتم و حضرت صادق علیه السلام مدتی در مدینه نبود. پس از آن که به مدینه مراجعت فرمود به خدمتش رفتم و عرض کردم: می خواهم از محضر شما استفاده کنم. امام فرمود: «من کار فراوان دارم. مرا از کارم باز ندار و مانند گذشته نزد مالک برو و از او بیاموز. » من از پاسخ منفی امام، اندوهگین شدم و با خود گفتم اگر فرزند رسول الله (ص) در من خیری می دید جواب منفی نمی داد. آن روز و فردا را به حرم پیامبر (ص) رفتم و پس از زیارت، دو رکعت نماز خواندم و از خدا خواستم که قلب حضرت صادق (ع) را نسبت به من متمایل گرداند و از علم و هدایتش مرا بهره مند سازد. سپس به خانه رفتم و در به روی خود بستم و جز برای نماز از منزل خارج نمی شدم. دلم سرشار از محبت امام شده بود و درس مالک را نیز ترک کردم، تا اینکه روزی حوصله ام سررفت و پس از نماز عصر، راهی منزل امام شدم و دق الباب کرده، اجازه ورود خواستم. خدمتگزار منزل گفت: امام هم اکنون مشغول نماز است، آنجا نشستم، طولی نکشید که خادم آمد و مرا به داخل، راهنمایی کرد. وقتی به خدمت آن جناب رسیدم و سلام کردم، ایشان ضمن پاسخ دادن فرمود: خدا تو را بیامرزد. از این دعا فهمیدم که قلب شریفش نسبت به من مهربان گشته و از آن پس باب گفتگو و درک فیض از محضرش به رویم باز شد. » (۱۰)
د- توجه دادن به خدا و روز جزا
بدون شک، لحظه لحظه ی عمر پیامبر و ائمه (ع) با یاد خدا سپری می شد و با تمام وجود همه را بسوی «الله» می خواندند. ولی گاهی به صورت آشکارتر سعی می کردند که مخاطب خویش را بیشتر به یاد خدا و روز جزا بیندازند. امام حسین (ع) می فرماید:
«روزی امیرمؤمنان صلوات الله علیه به شخصی برخورد که سخنان زیاد و بیهوده می گفت: حضرت نزدش توقف کرد و فرمود: تو سخنانت را به دو فرشته ی محافظ خود املا می کنی و آنان نیز گفته های تو را نوشته، به پروردگارت عرضه می کنند. بنابراین، سخنی بگو که به کارت آید و از بیهوده گویی بپرهیز. » (۱۱)
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که:
«در مدینه مرد ولگردی بود که با کارهای بیهوده اش مردم مدینه را سرگرم می کرد. روزی حضرت سجاد علیه السلام از جایی عبور می کرد. آن مرد به قصد شوخی رفت و عبای آن حضرت را از دوشش برداشت و رفت. دو تن از خدمتگزاران امام از پی او رفتند و عبا را پس گرفتند و بر دوش امام انداختند، حضرت از ایشان پرسید: آن مرد کیست؟ گفتند: مرد یاوه ای است که با چنین حرکاتی مردم را می خنداند! فرمود: به او بگویید خدا را روزی است که در آن روز یاوه کاران زیان می کنند. » (۱۲)
تنوع در تبلیغ و ارشاد
رسول خدا (ص) و امامان علیهم السلام تربیت یافتگان مکتب قرآنند. از این رو، سیره ی ارشادی ایشان نیز همانند قرآن، متنوع و گوناگون است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
الف- نقل وقایع تاریخی
پیامبر و ائمه (ع) برای عبرت گرفتن مردم، وقایع و حوادث پیشینیان را نقل می کردند و آنان را به عاقبت نیک آنها امیدوار یا از گرفتار شدن به فرجام زشت گذشتگان بر حذر می داشتند و تکرار فراوان چنین داستانهایی در قرآن و روایات ما را از آوردن نمونه بی نیاز می کند.
ب – بیان آثار نیک و بد عقاید و اعمال
روش دیگر پیشوایان معصوم، تبیین نتایج و فرجام کارهای نیک و زشت است تا پیروان مکتب توحید با آگاهی و بصیرت بیشتر در صراط مستقیم الهی گام بردارند و نابکاران نیز از سرانجام وحشتناک خویش پروا کرده و از بی خردی دست بردارند. روایات فراوانی از پیامبر و امامان در این باره صادر شده که نشان می دهد ایشان از این روش بسیار استفاده می کرده اند. (۱۳)
ج – ارسال نامه و پیام
همچنین آن رهبران شایسته بطور مکرر از فرستادن نامه و پیام کتبی و شفاهی برای ارشاد دیگران سود می جستند، بطوری که نامه های رسول خدا (ص) خود کتابی مستقل و پر حجم را تشکیل داه و قسمتی از نهج البلاغه، نامه های امام علی علیه السلام به افراد یا جمعیتهاست و نامه های فراوانی نیز از امامان دیگر در دست است که غالب آنها حاوی ارشاد و هدایت است. (۱۴) از آن جمله شخصی به نام «یقطین» می گوید:
«من به فرماندار اهواز مبلغ زیادی بابت مالیات بدهکار بودم که اگر آن را از من می گرفت از زندگی ساقط می شدم. از این رو، به دادخواهی نزد امام صادق علیه السلام رفتم، آن حضرت طی نامه ای به فرماندار نوشت:
«به نام خداوند بخشاینده ی مهربان، همانا زیر عرش خدا، سایه هایی است که در زیر آنها ساکن نمی شود مگر کسی که اندوه برادرش را برطرف سازد یا به او خوبی کند هر چند یک نصف خرما باشد، اینک (این تو و) این برادرت. » (۱۵)
د- سخنرانی، شعر، بیان سخنان پند آموز بزرگان
معصومین (ع) هنر سخنرانی خویش را نیز در راه ارشاد و هدایت مردم به کار می گرفتند و حکمتها و موعظه های زلال خویش را به کام انسانهای تشنه ی علم و معرفت ریخته، جانشان را سیراب می کردند و در لابلای سخن و نوشته های خویش، شعر و سخنان حکمت آمیز و پندآموز دیگران را نیز می آوردند. همچنین از ضرب المثل هایی که در اذهان مردم جا افتاده، استفاده می کردند. این مطلب در نهج البلاغه نمود بیشتری دارد، هر چند ائمه ی دیگر نیز از آن غافل نبودند حتی آن بزرگواران گهگاه خود نیز شعر می سرودند. (۱۶)
روزی معاویه نامه ای به امام علی علیه السلام نوشت که خود را در آن ستوده بود. امام وقتی نامه را خواند فرمود:
«پسر زن جگر خواره، مفاخرش را به رخ من می کشد؟ غلام! در پاسخش بنویس:
محمد النبی اخی و صنوی
و حمزه سیدالشهداء عمی» (۱۷)
تا آخر ابیات، همچنین اشعار دیگری از آن حضرت و ائمه ی دیگر نقل شده است. (۱۸)
همینطور امامان (ع) سخنان خود را به احادیث گهربار نبی اکرم (ص) زینت می بخشیدند و امامان بعدی از امامان پیش از خود نقل حدیث می فرمودند و در لابلای سخنان ایشان گفته های پیامبران گذشته، لقمان، ابوذر، و سلمان نیز دیده می شود که بیانگر این نکته است که ائمه (ع) برای تنوع در ارشاد و به شوق آوردن دلهای مخاطبان خود از این شیوه استفاده می کردند.
ه- بحث و مناظره
فکر و عقیده در عقل و دل انسان جا دارد و هرگز نمی شود آن را با جبر و فشار تغییر داد. از این رو، رهبران واقعی اسلام در مناظره و بحث آزاد، شرکت داشتند و انحراف و اعوجاج فکری دیگران را با منطق و استدلال تصحیح می کردند و در تمام این بحث و مناظره ها پیروز و سربلند بودند و هرگز کسی را یارای محکوم کردن آنان نبوده و نیست. (۱۹)
و- درس
ائمه علیهم السلام معلمان حقیقی مردمند و سراسر زندگیشان درس انسانیت است و همچون رسول خدا (ص)، که طبیبی بود که بر سر بیماران خویش می رفت، (۲۰) به سراغ مردم می رفتند و با هر وسیله ای که امکان داشت آنان را هدایت می کردند و تشکیل محفل درس، به شیوه ی متعارف آن روز، نیز از آن جمله است، چنان که درباره ی حضرت صادق علیه السلام گفته اند: «مدینه در عصر حضرت صادق (ع) شکوفایی خاصی یافت و جایگاه دانشمندانی شد که در حلقه های درسی که در بیت آن حضرت دایر می گشت شرکت می کردند و باید گفت: بیت امام به مثابه ی دانشگاهی بود که اقشار مختلفی در آن تعلیم می دیدند. » (۲۱) و تعدادشان بر چهار هزار نفر بالغ می شد. (۲۲)
ز- پرسش و پاسخ
نحوه ی دیگر ارشادات و ائمه (ع) را باید در قالب «سؤال و جواب» های آن بزرگان جستجو کرد که گاه با طرح پرسشهای فکری و علمی، اذهان مردم را به جستجو وا می داشتند و گاه درماندگی و بی مایگی دشمنان خویش را برملا می ساختند، همینطور پاسخهای منطقی و گرانقدری که به سؤالهای دانشمندان و محققان می دادند، گره های فراوانی را از مشکلات علمی و فکری مردم گشوده است، چنان که حضرت امیر مؤمنان (ع) بارها برای پاسخگویی به همه ی پرسشهای مردم، اعلام آمادگی کرد و فرمود:
«سلونی قبل ان تفقدونی» (۲۳)
پیش از آنکه مرا از دست بدهید (هر چه می خواهید) از من بپرسید.
روایات فراوانی که به صورت پرسش و پاسخ در میان آثار ائمه (ع) یافت می شود، نتیجه ی گفتگوهای ایشان با تشنگان علم و معرفت است که از کوثر زلال حاملان وحی خدا، سیراب می گشته اند، مثلا محمدبن مسلم می گوید:
«سی هزار پرسش از امام باقر (ع) و شانزده هزار پرسش از امام صادق (ع) کرده ام. » (۲۴)
ح – گفتگوی خصوصی
بسیار بدیهی است که پیغمبر و امام (ع) نیز مانند سایر افراد بشر در سرتاسر زندگی، کم و بیش با افرادی نشست و برخاست و رفت و آمد داشتند، با آنان هم غذا می شدند، سفر می کردند و… امامان (ع) از همین برخوردهای عادی نیز استفاده کره وظیفه ی الهی خویش را انجام می دادند. بی شک، در دوران خفقان و دیکتاتوری حاکمان ستمگر که امامان (ع) را از کارهای اجتماعی منع می کردند، گاهی گفتگو و رهنمودهای خصوصی به افراد، تنها راه انجام وظیفه ی امام بود. در این زمینه نیز روایات و اخبار فراوان است که نیازی به ذکر نمونه نیست. ناگفته نماند که امامان (ع) گاهی نقل برخی مطالب را لازم و ضروری می دانستند، ولی چون افکار عمومی مردم ظرفیت و کشش آن را نداشت افراد ممتاز را برای این کار انتخاب می کردند. برخی از شاگردان امام علی (ع) از این گروه بودند و حضرت صادق (ع) مطالب عالی و گرانقدر توحید را برای صحابی برجسته ی خود، «مفضل بن عمر» بطور خصوصی تبیین کرد. (۲۵) و رسول گرامی صلی الله علیه و آله هزار رشته ی علمی را که از هر یک هزار در علمی گشوده می شود تنها به امیرمؤمنان علیه السلام آموخت. (۲۶) و از طریق آن حضرت به امامان دیگر انتقال یافت.
پی نوشت ها:
۱. انبیا، آیه ی ۷۳.
۲.تفسیر المیزان، ج ۱۴، ص ۳۰۸.
۳. همان مدرک، ص ۳۰۴.
۴. نهج البلاغه، فیض، خطبه ی ۱۷۴، ص ۵۶۴.
۵. «عمیت عین لا تراک علیها رقیبا» دعای عرفه امام حسین (ع).
۶. نفس المهموم، ترجمه ی شعرانی، ص ۱۸۶.
۷. اصول کافی، ج ۲، ص ۶۴، اسلامیه.
۸. اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۵۶۴.
۹. انعام، آیه ی ۹۰ و شعرا، آیات ۱۰۹، ۱۲۷، ۱۴۵، ۱۶۴، ۱۸۰.
۱۰. الکنی و الالقاب، ج ۲، ص ۸۵. (شبیه این داستان نیز میان امیرمؤمنان (ع) و همام اتفاق افتاد. ر. ک. خطبه همام نهج البلاغه).
۱۱. امالی صدوق، ص ۳۷، اعلمی، بیروت.
۱۲.بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۶۸، بیروت.
۱۳. ر. ک – به کتابهای «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال»، «علل الشرایع» و غیره. )
۱۴. نامه های پیامبر (ص) را در کتاب «مکاتیب الرسول» و نامه های امامان را در کتاب «معادن الحکمه فی مکاتب الائمه» ببینید.
۱۵. معادن الحکمه فی مکاتیب الائمه، ج ۲، ص ۱۲۷.
۱۶. رسول گرامی اسلام، از سرودن و خواندن شعر مستثنی است.
۱۷. محمد رسول خدا (ص)، برادر و همتای من است و حمزه ی سیدالشهدا عمویم می باشد. (الغدیر، ج ۲، ص ۲۶).
۱۸. ر. ک – به اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۵۵۰ تا ۵۵۴، ۶۲۱، ۶۵۰، ۶۷۶،۶۵۸ و ج ۲، ص ۱۰ و ۲۹.
۱۹. کتابهایی که با نام احتجاج تألیف شده، مناظرات پیامبر و ائمه را در بر دارد؛ مثل احتجاج طبرسی، کتاب احتجاج بحارالانوار و غیره.
۲۰. «طبیب دوار بطبه» نهج البلاغه، فیض، خطبه ی ۱۰۸.
۲۱. الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج ۱، ص ۳۶۷، چاپ اصفهان.
۲۲.اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۶۶۶.
۲۳. مناقب ابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۳۸.
۲۴. بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۲۸.
۲۵. همان مدرک، ج ۳، ص ۵۹.
۲۶. مناقب، ج ۲، ص ۳۶.
منبع: کتاب سیره معصومین (علیهم السلام)

حتما بخوانید  نظم در کارها

نوشته شده توسط:کارشناس دینی - 3955 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 18
برچسب ها:
دیدگاه ها

توجه: وارد کردن نام و ایمیل اختیاری است