لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران

فلسفه ضرورت روحانیت در اسلام

دسته: گنجینه
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۱۷ آذر ۱۳۹۵
فلسفه ضرورت روحانیت در اسلامReviewed by کارشناس دینی on Dec 7Rating: 4.0
پرسش : فلسفه وجود روحانیت در اسلام چیست؟ روحانیت برای اجتماع اسلامی چه می‏کند؟
پاسخ : T} ضرورت روحانیت در اسلام{T سؤال درباره ضرورت و فلسفه وجودی قشری به نام «روحانیت» مانند سؤال درباره قشرهایی همچون پزشکان، مهندسان و دیگر اقشار جامعه است. بیان این نکته به توضیحی چند نیازمند است: یکم. امروزه «دین» مسئله‏ای پیچیده و بغرنج است؛ چه از نظر اعتقادات و جهان‏بینی و چه از نظر احکام فقهی و چه از بعد اخلاق و مسائل اجتماعی. بنابراین، از چند جهت وجود روحانیت ضرورت پیدا می‏کند: ۱ـ۱. قرآن به عنوان اساس اسلام، به تفسیر و بیان مطالب نیازمند است. تفسیر قرآن در درجه اول بر عهده شخص رسول خدا بود. V} نحل، آیه ۴۴ {V بعد از نبی اکرم‏(ص) تفسیر قرآن بر عهده جانشینان آن حضرت ـ امامان دوازده‏گانه ـ قرار گرفت و در زمان غیبت نیز بر عهده علما و دانشمندان راستین است که در حقیقت، پیروان انبیا و جانشینان آنان هستند. ۱ـ۲. منبع دیگر در معارف اسلامی، احادیث و سنّت‏هایی است که از نبی اکرم(ص) و ائمه هُدی(ع) به یادگار مانده و نیازمند بیان و تفسیر است. ۱ـ۳. تطبیق احکام و موضوعات، با منابع فقهی، نیاز به اجتهاد و تلاش دانشمندان متخصص این فن دارد. دوم. بیان و ابلاغ مسائل نیز به افراد آگاه و متخصص این فن نیاز دارد تا به درستی مردم را با معارف دین آشنا سازند. طبیعی است که حرفه و فن تبلیغ، کار هر کسی نیست و هنر ویژه خود را می‏طلبد. سوم. در بُعد رهبری عملی نیز باید افراد شاخص و لایقی باشند که عملاً در جامعه به اجرای دین بپردازند و با رفتار خویش، دیگران را به سوی اسلام و اهداف قرآن فراخوانند . چهارم. گه‏گاه افرادی پیدا می‏شوند و نظرهایی ابراز می‏کنند که از حقیقت دین به دور است و اگر جلوی این انحراف گرفته نشود، چه بسا شکاف عمیقی در دین ایجاد گردد و همین امر، موجب فرقه گرایی و هرج و مرج شود. باید چهره‏های راستین و صاحبْ نظر در حقایق دینی، وجود داشته باشند تا دین و مکتب را از انحرافات برهانند و وحدت امت و کیان جامعه اسلامی را در این بُعد، صیانت بخشند. پیامبر اکرم(ص) می‏فرماید: «H} یَحملُ هذا الدین فی کلّ قرنٍ عدول یَنفَوْنَ عنه تأویلَ المبطلین و تحریفَ الغالین وانتحالَ الجاهلین{H »؛ «پیوسته این دین را در هر قرن و زمانی، افرادی امین و شایسته حافظ و نگاهبان هستند و جلوی تأویلات اهل باطل، و تحریف افراد غلو کننده و تندرو، و نسبت‏های ناروای افراد جاهل را می‏گیرند». V}وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۵۰ {V پنجم. هر چه زمان به پیش می‏رود، فکر زاینده و خلاّق بشر به مسائل جدیدی دست می‏یازد و شبهات و سؤال‏هایی درباره معارف دینی پیش می‏آید. بنابراین، باید افراد آگاه و خبره‏ای باشند که به شبهات خودی و بیگانه پاسخ دهند و ابهام زدایی کنند. شش. با پیشرفت زمان، موضوعات متنوع و جدیدی نیز پیش می‏آید که در گذشته مطرح نبوده‏ است (مثل چگونگی خواندن نماز و گرفتن روزه در ایستگاه‏های فضایی). در چنین شرایطی، باید محققان و دانشمندان دینی به استنباط احکام بپردازند و جواب‏گوی نیازها باشند. هفتم. ادیان راستین، همیشه چونان سدی مستحکم در برابر مطامع و منافع سردمداران بشری بوده‏اند. دین، همیشه حامی مستضعفان بوده و با ستم و اجحاف سر ستیز داشته است. شاهد بارز آن در قرن اخیر، لغو قرارداد رویتر (انحصار تنباکو) درپی فتوای میرزای شیرازی‏(ره) است. طبیعی است که زمامداران خودکامه، از این سدی که در برابر خویش احساس می‏کنند، دلِ خوشی ندارند و همیشه در صدد شکستن و ویرانی آن برآمده‏اند. از این رو، با دسیسه‏های مختلف، برای پیکار با دین تلاش می‏کنند و با استهزا و تهمت و تحریف حقایق و جا زدن افراد شیّاد به نام روحانی و رهبران دینی، به خواسته‏های خود جامه عمل می‏پوشانند. چه کسی باید با همه وجود و تمام وقت، در برابر چنین توطئه‏های گسترده بایستد و از موجودیت دین پاسداری کند؟ قرآن می‏فرماید: «A} لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللّهِ کَثیرًا{A »؛ «اگر نبود این سنت خداوندی که پیوسته جلوی افراد متجاوز به حریم دین و مقدسات، توسط افراد شجاع و پاکباخته گرفته شود، هر معبدی ـ اعم از کلیسا و کنیسه و مسجد ـ ویران می‏گشت و اثری از آنها باقی نمی‏ماند». V}حج، آیه ۴۰ {V بنابراین، فلسفه وجود روحانیت، در سه بُعد علمی، رفتاری و سیاسی خلاصه می‏شود. در بُعد علمی، این موارد را باید در نظر داشت: ۱. استنباط احکام به طور کلی؛ ۲. ابلاغ و تبلیغ معارف دینی به مردم؛ ۳. تفسیر و تبیین حقایق و معضلات دین؛ ۴. استنباط احکام درباره موضوعات جدید؛ ۵. شبهه زدایی و جواب‏گویی به پرسش‏ها . در بُعد رفتاری نیز روحانیان، باید شاخص و الگوی جامعه باشند تا علاوه بر بیان، با رفتار خود نیز حقایق دینی را عینیت و تجسّم ببخشند. در بُعد سیاسی نیز در برابر خودکامگی سردمداران سیاسی جامعه بایستند و از انهدام و ویرانی دین جلوگیری کنند. این امر در سایه اقتدار ولایت و مرجعیت و با حمایت مردم تاکنون امکان‏پذیر بوده و شاهد بسیار بارز آن، همین انقلاب اسلامی ایران است.
حتما بخوانید  آیا امر به معروف سلب آزادی نیست؟

نوشته شده توسط:کارشناس دینی - 3955 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 12
برچسب ها:
دیدگاه ها

توجه: وارد کردن نام و ایمیل اختیاری است