لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران

چرا کسی به خواستگاری من نمی آید

دسته: گنجینه
بدون دیدگاه
پنج شنبه - ۱۸ آذر ۱۳۹۵
چرا کسی به خواستگاری من نمی آیدReviewed by کارشناس دینی on Dec 8Rating: 5.0
پرسش : من با این که الان ۲۱ سال دارم و رشته تحصیلى بسیار خوبى هم دارم با این همه هنوز حتى یک نفر هم به خواستگارى من نیامده است. با این که تا به حال به چند پسر بسیار علاقه‏مند شده بودم ولى هیچکدام به خواستگارى من نیامدند. شاید به خاطر این باشد که من ظاهر زیبایى ندارم. نمى‏دانم، باید از خود این پسرها پرسید ولى امکان ندارد. حال سؤال من این است در صورتى که پسر خوبى یافتم چکار کنم که فقط این علاقه یکطرفه و فقط از طرف من نباشد و بتوانم او را نسبت به خودم علاقمند کنم؟ البته لازم به توضیح است که من دوست ندارم غرورم را جلوى این پسرها بشکنم چون مى‏ترسم اون‏ها بخواهند سوء استفاده کنند چون متأسفانه اکثر پسرها به فکر هوس هستند تا عشق و وفادارى! امیدوارم جواب سؤالم را بدهید چون من الان اعتماد به نفسم را از دست داده‏ام و فکر مى‏کنم هیچ کسى من را دوست ندارد و من ارزش زن شدن و مادر شدن ندارم.
پاسخ : به نظر مى‏رسد بالا رفتن سن ازدواج در جامعه – اگر نگوییم عامل اصلى – حداقل یکى از مهم‏ترین عواملى است که در به وجود آوردن این مشکل که مشکل بسیارى از جوانان نیز به شمار مى‏آید، نقش دارد. بنابراین، بهتر است در ابتدا به بررسى این سؤال پرداخته شود که چرا سن ازدواج بالا است و جوانان دوستدار عفت و پاکدامنى چگونه این نیاز به ودیعه گذاشته در درونشان را به گونه‏اى صحیح و عقلانى تأمین وارضا کنند؟ در پاسخ به این سؤال مى‏توان به عواملى چند اشاره کرد: ۱. ارتقاى سطح علمى جامعه انگیزه شدیدى را در تمام جوانان دختر و پسر ایجاد کرده تا در ابتداى زندگى و مقدّم بر هر نیاز دیگر خود به کسب دانش بپردازند. آن‏ها، به گمان این که تحصیل علمى با ازدواج تنافى و تضاد کامل دارد، به کسب علم و اخذ مدارج علمى بالاتر بیش‏تر اولویت مى‏دهند و بر این باورند که با مدرک بالاتر از ازدواج موفق‏تر و زندگى مرفه‏تر و آسوده‏ترى برخوردار خواهند بود. بنابراین، براى تحصیل علم، ازدواج را به تأخیر مى‏اندازند. ۲. اشتغال و نداشتن منبع درآمد کافى مشکل دیگرى است که جوانان با آن روبه‏رو هستند و مى‏خواهند با اطمینان یافتن از داشتن پشتوانه مایل مناسب و حتى گاه با لزوم پس‏انداز کردن امکانات، به ازدواج روى آورند. تا بتوانند پاسخگوى نیازهاى اولیه خانواده خود باشند؛ به همین جهت، جوانان و خانواده‏هاى آن‏ها به خود اجازه نمى‏دهند قبل از حل جدى این مسأله به ازدواج بپردازند و در نتیجه ازدواج پسران و دختران به تأخیر مى‏افتد. ۳. موج رو به افزایش قبولى دختران در مراکز دانشگاهى و ارتقاى سطح علمى آن‏ها تعادل پذیرفته شدگان و فارغ التحصیلان پسر و دختر را بر هم زده است. با توجه به بافت فرهنگى جامعه ما معمولاً دخترانى که از سطح علمى و مدرک بالاترى برخوردارند حاضر نیستند با پسرهایى که از سطح علمى پایین برخوردارند ازدواج کنند؛ مثلاً یک دختر خانم لیسانس معمولاً حاضر نمى‏شود با یک پسر دیپلم ازدواج کند. از طرف دیگر، پسرانى که مدرک علمى پایین‏ترى دارند معمولاً به خود اجازه نمى‏دهند به خواستگارى دخترانى که سطح علمى و مدرکشان بالاتر از آن‏ها است بروند. به همین ترتیب است که سن ازدواج در جامعه افزایش یافته است. البته افزایش سن ازدواج جوانان یکى از عوارض سوء این مسأله است که باید مسؤولان جامعه در سطح کلان به بررسى عمیق این زمینه و پیامدهاى گسترده منفى آن بپردازند. ۴. افزایش سطح انتظار خانواده‏ها و جوانان و عدم اجتناب از برخى تشریفات غیر ضرورى نیز به افزایش سن ازدواج کمک کرده است. ۵. حوادثى نظیر جنگ، گسترش ارتباطات بین کشورها و مسافرت‏هاى خارجى، سربازى پسرها و نظایر آن نیز تا حدودى در به هم خوردن تعادل بین پسران و دختران بى‏تأثیر نبوده است. با توجه به آنچه ذکر شد، هر چند دغدغه ازدواج در سنین ازدواج براى جوانان عزیز و گرامى امرى طبیعى است؛ ولى با توجه به عواملى که سن ازدواج را افزایش داده و موانعى که بر سر راه ازدواج براى جوانان وجود دارد، نباید مسأله نداشتن خواستگار موجب نگرانى و اضطراب شدید شود و نگرش فرد به جهان و نظام آفرینش را تغییر دهد یا موجب افت تحصیلى و در بعضى مواقع مشکلات روانى و بیمارى گردد؛ زیرا: اولاً، سن ازدواج در جامعه کنونى افزایش یافته است. این واقعیت اجتماعى مطلوب نیست و باید در پى کاهش آن بود؛ ولى باید به عنوان یک واقعیت تلخ و رنج آور پذیرفته شود. حتى برخى دختران در سنین بالاتر از ۳۰ سال ازدواج مى‏کنند و ازدواج موفقى هم دارند. بنابراین، باید گفت: کلبه احزان شود روزى گلستان غم مخور. ثانیاً، گمان نشود تعدد خواستگار نشانه یا دلیل برترى یا داشتن کمال فردى است و نداشتن آن نشانه نقص و ضعف. چنان نیست که همه دختران داراى خواستگارهاى متعدد چنین و چنان باشند. خیلى از خانم‏هاى متأهل که در زندگى مشترک خود نیز خوشبخت هستند، مى‏گویند شوهر من اولین و آخرین خواستگارم بود. پس کثرت خواستگاران خیلى مهم نیست. ثالثاً، اگر در زندگى بسیارى از کسانى که خواستگاران بسیار داشتند یا زود ازدواج کردند – به خصوص در مواردى که آشنایى‏ها از طریق‏هاى غیر مشروع انجام گرفته – دقت و تأمل کافى صورت گیرد، آشکار مى‏گردد کثرت خواستگار یا زود ازدواج کردن به صلاح دختر و زندگى‏اش نبوده است و در واقع شرّى است که به دنبال عدم رعایت اصول اخلاقى و ارزشى و بى‏توجهى به عفت و عفاف گریبانگیر فرد گردیده و مدت‏ها زندگى مشترک دختر و خانواده‏هاى دو طرف را تلخ ساخته است. خداوند مى‏فرماید: «M}چه بسا شما چیزى رادوست ندارید ولى خیر شما در آن است و چه بسا شما چیزى را دوست دارید ولى آن چیز براى شما شرّ است{M؛ A} عسى ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسى ان تحبوا شیئاً و هو شر لکم.{A» پس تعدد خواستگار و زود به خانه بخت رفتن همیشه به معناى خوشبختى نیست. اگر به حفظ پاکى و عفت خود استمرار بخشید و در امتحان الاهى موفق و سرافراز شوید، خداوند از طریقى که هیچ کسى نمى‏داند، فرد صالح و شایسته و لایقى را به سراغ شما مى‏فرستد. مطمئناً شما هم خوب مى‏دانید عفت از هر ارزش ظاهرى دیگرى گرانسنگ‏تر و ارزشمندتر است و در واقع با هیچ امر دیگرى قابل مقایسه نیست. در پایان پیشنهاد مى‏کنیم به راهکارهاى عملى زیر توجه فرمایید: ۱. تا زمانى که کسى به خواستگارى شما نیامده، فکر و ذهن خود را از مسائل مربوط به ازدواج، خواستگارى، ارتباط با جنس مخالف و نظایر آن خالى کنید و بیش‏ترین تلاشتان درس و ادامه تحصیل باشد؛ زیرا بهترین فرصت براى رشد و کمال و کسب مدارج علمى و عملى دوران جوانى و تحصیل است. شما مى‏توانید باعمق بخشیدن به مطالعات و فعالیت‏هاى علمى‏تان به یکى از امتیازات و ارزش‏هایى که مى‏تواند در آینده و خوشبختى‏تان مؤثر باشد دست یابید. افزون بر این، با کم‏تر فکر کردن به این مسأله و توجه به تحصیل و مطالعه و پیشرفت‏هاى علمى، اعتماد به نفستان نیز بیش‏تر خواهد شد. ۲. مطمئن باشید با حفظ شؤون اخلاقى و دینى و رعایت وقار، متانت و حجاب کامل بهتر خواهید توانست خود را از دام خطا و لغزش حفظ کنید. بى‏تردید جوانان غیرتمند، اهل زندگى و وفا وعشق و متدین و هم شأن شما سراغ افرادى چون شما خواهند آمد و براى ازدواجى موفق از شانس بیش‏ترى برخوردار خواهید بود. پس در حفظ متانت و وقار خود بیش‏تر دقت کنید و همان طور که خودتان نیز به این حقیقت دست یافته‏اید پسرهایى در پى برخى روابط با جنس مخالف هستند، بیش‏تر به فکر هوس هستند تا عشق و وفادارى. چه بسا براى دخترى همچون شما که به این واقعیت تلخ اجتماعى رسیده است نیازى نباشد تجربه‏هاى تلخ دختران و جوانانى را که گمان مى‏کردند مى‏توان با زیر پا گذاشتن عفت و وقار و حجاب به همسر دلخواه دست یافت، تکرار کنید؛ زیرا مى‏توانید از تجربه تلخ دیگران بهره گیرید. یکى از جوانانى که قربانى این تجربه تلخ شده است، مى‏نویسد: «اکنون پى برده‏ام حتى پست‏ترین پسرها دنبال سنگین‏ترین و باوقارترین دخترها مى‏گردند.» بنابراین، اگر به دنبال خوشبختى و آرامش روانى در زندگى مشترک با همسرى مناسب و شایسته هستید، به این نکته مهم در ابتداى زندگى بیش‏تر توجه داشته باشید که البته مطمئنیم توجه دارید. ۳. در صورتى که نیاز به ازدواج به مرحله وجوب رسیده است و فرد مناسب و شایسته‏اى نیز توجهتان را به خود جلب کرد. اولاً، در صدد گفت‏وگوى مستقیم (چه حضورى، مکاتبه‏اى و تلفنى) با وى نباشید؛ چون هم مخالف عرف و عقل و شرع و محل لغزش و خطا و به دام هوس افتادن است و هم با پاسخ منفى وى غرورتان شکسته خواهد شد. بنابراین، بهتر است از فرد واسطه‏اى که حتى المقدور متأهل باشد، بخواهید از جانب خودش شما را به وى معرفى کند – به طورى که ایشان از تمایل درونى و ابتدایى شما مطلع نشود – تا اگر مطلوب واقع شد، به طور رسمى به خواستگارى‏تان بیاید. راه دیگر این که: چنانچه در دانشگاه یاشهرستان محل سکونتتان مرکز یا کانون ازدواج مورد اعتماد وجود دارد، به آنجا مراجعه کنید و شرایط خود را براى ازدواج ارائه دهید تا مشخصات شما به فرد مناسبى داده شود و مقدمات خواستگارى رسمى و ازدواجتان فراهم آید. تأکید مى‏شود آن مرکز باید کاملاً شناخته شده و مورد اعتماد و تأیید مسؤولان رسمى دانشگاه باشد. در پایان مطلب را با این آیه شریفه قرآن که مى‏فرماید: «A}و العاقبه للمتقین{A» خاتمه مى‏دهیم. به امید موفقیت و کامیابى و خوشبختى براى شما جوانان پاکدامن و جویاى سعادت واقعى.
حتما بخوانید  وظیفه ما در قبال اسلام و انقلاب

نوشته شده توسط:کارشناس دینی - 3963 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 10
برچسب ها:
دیدگاه ها

توجه: وارد کردن نام و ایمیل اختیاری است