لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران

درس دوّم: آثار خداشناسى در زندگى ما

دسته: معارف
۴ دیدگاه
دوشنبه - ۴ آبان ۱۳۹۴
درس دوّم: آثار خداشناسى در زندگى ماReviewed by کارشناس دینی on Oct 26Rating:

۱. خداشناسى و پیشرفت علوم
فکر کنید دوستى از سفر آمده و کتابى به عنوان ارمغان براى شما آورده است و مى‌گوید کتابى است بسیار عالى زیرا نویسنده آن دانشمندى است فوق العاده فهمیده، پراطّلاع، دقیق و ماهر و در رشته خود نابغه و به تمام معنى استاد است.
حتماً شما این کتاب را سرسرى مطالعه نخواهید کرد; بلکه به عکس روى تمام جمله بندى‌ها و تعبیرات و حتّى کلمات آن دقّت مى کنید و اگر جمله اى از آن را نفهمیدید ساعت‌ها و شاید روزهاى متوالى هر موقع که فرصت کردید روى آن برمى گردید تا معنى و مفهوم آن براى شما روشن شود چرا که نویسنده آن یک فرد عادى نیست بلکه دانشمند بزرگى است که کلمه اى را بى حساب نمى نویسند.
امّا اگر به عکس به شما گفتند این کتاب ظاهرش ممکن است زیبا باشد امّا نویسنده آن یک فرد کم سواد است که هیچ مایه علمى ندارد و هیچ حسابى در کار او نیست!
معلوم است که شما فقط یک نگاه سرسرى به کتاب مى کنید و هر جاى آن را نامفهوم دیدید مى گویید این هم از بى اطّلاعى نویسنده است و حیف است که انسان وقت خود را براى مطالعه آن تلف کند.
عالم هستى همانند کتاب بزرگى است که هر یک از موجودات آن کلمه یا جمله اى از آن را تشکیل مى‌دهد، از نظر یک فرد خداپرست همه ذرات این جهان قابل دقّت است، یک انسان با ایمان در پرتو نور خداپرستى; با کنجکاورى خاصّى به مطالعه اسرار آفرینش مى پردازد (و همین موضوع به پیشرفت علوم و دانش‌هاى انسانى کمک مى‌کند)، زیرا او مى داند آفریننده این دستگاه، بى نهایت علم و قدرت دارد، و همه کارش روى حکمت و فلسفه است، بنابراین دقیق تر مطالعه مى‌کند، عمیق تر بررسى مى نماید تا اسرار آن را بهتر درک کند.
امّا یک فرد مادى انگیزه اى براى مطالعه عمیق اسرار آفرینش ندارد زیرا خالق آنها را طبیعت بى شعور مى داند و اگر مى بینیم بعضى از دانشمندان مادى در صف مکتشفان علوم هستند به خاطر آن است که آنها غالباً خدا را قبول دارند و فقط نام او را طبیعت مى گذارند، چرا که براى کار طبیعت; «نظم» و «حساب» و «برنامه» قائل هستند.
خلاصه، خداپرستى وسیله پیشرفت علوم و دانشهاست.

حتما بخوانید  معیار شرک، کفر و نفاق چیست؟

۲. خداشناسى و تلاش و امید
به هنگامى که حوادث سخت و پیچیده در زندگى انسان رخ مى‌دهد، و درها ظاهراً به روى او از هر سو بسته مى‌شود و احساس ضعف و ناتوانى و تنهایى در برابر مشکلات مى‌کند; ایمان به خدا به یارى او مى شتابد و به او نیرو مى‌دهد.
آنها که ایمان به خدا دارند خود را تنها و ناتوان نمى بینند، مأیوس نمى‌شوند; احساس ضعف و ناتوانى نمى کنند; چون قدرت خدا بالاتر از همه مشکلات است و همه چیز در برابر او سهل و آسان مى‌باشد.
آنها با امید به لطف و حمایت و کمک پروردگار به مبارزه با مشکلات برمى خیزند و تمام نیروهاى خود را به کار مى‌گیرند و با عشق و امید به تلاش و کوشش ادامه مى‌دهند و بر سختى‌ها پیروز مى‌شوند.
آرى ایمان به خدا تکیه گاه بزرگى براى انسان‌ها است.
ایمان به خدا مایه استقامت و پایمردى است.
ایمان به خدا نور امید را همیشه در دل‌ها زنده نگه مى دارد.
و به همین دلیل افراد با ایمان هرگز دست به خودکشى نمى زنند زیرا خودکشى از یأس و نومیدى کامل و احساس شکست سرچشمه مى گیرد امّا افراد با ایمان نه نومید مى‌شوند و نه احساس شکست مى کنند.

۳. خداشناسى و احساس مسئولیّت
طبیبانى را مى شناسیم که وقتى بیمار تنگدستى به آنها مراجعه مى‌کند نه تنها از گرفتن حق ویزیت خوددارى مى نمایند بلکه پول دارو را نیز در اختیار او مى گذارند و حتى اگر احساس خطر براى بیمار خود کنند شب را تا به صبح بر بالین او در خانه محقرش مى مانند. اینها افرادى خداپرست و با ایمانند.
امّا طبیبانى را نیز مى شناسیم که بدون دریافت پول کوچک ترین گام براى بیمار برنمى دارند، زیرا ایمان محکمى ندارند.
انسان با ایمان در هر رشته اى که باشد احساس مسئولیّت مى‌کند، وظیفه شناس است، نیکوکار و با گذشت است، همواره یک پلیس معنوى را در درون جان خود حاضر مى بیند که مراقب اعمال او است.
ولى افراد بى ایمان مردمى خودخواه و خودکامه و خطرناکند و هیچ گونه مسئولیتى براى خود قائل نیستند، ظلم و ستم و تجاوز به حق دیگران براى آنها ساده است و کمتر حاضر به نیکوکارى مى باشند.

حتما بخوانید  خداوندی که بی نیاز است پس برای چه خلق می کند؟

۴. خداشناسى و آرامش دانشمندان
روان شناس مى‌گویند در زمان ما بیمارى روانى و ناراحتى روحى بیش از هر زمان دیگر است.
و نیز مى گویند یکى از عوامل این بیمارى احساس نگرانى است; نگرانى از حوادث آینده; نگرانى از مرگ، نگرانى از جنگ و نگرانى از فقر و شکست.
آنها اضافه مى کنند: از جمله چیزهایى که مى تواند نگرانى را از روح انسان دور کند ایمان به خدا است زیرا هر وقت عوامل نگرانى مى خواهد در روح او نفوذ کند ایمان به خدا آن را عقب مى راند.
خدایى که مهربان است، خدایى که روزى دهنده است، خدایى که از حالات بندگانش آگاه وهرگاه رو به سوى او آرند، به آنها کمک مى‌کند و از ناراحتى‌ها رهایى مى بخشد.
به همین جهت مؤمنان واقعى همیشه احساس آرامش مى کنند و هیچگونه نگرانى در روح آنها نیست و چون کارشان براى خدا است اگر زیانى هم کنند جبرانش را از او مى طلبند و حتى در میدان جنگ لبخند بر لب دارند.
قرآن مجید مى‌گوید:
(الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن);
«آنها که ایمان آوردند و ایمان خود را با ستم نیالودند، آرامش و امنیت براى آنهاست». سوره انعام، آیه ۸۲.
فکر کنید و پاسخ دهید
۱. آیا سرگذشتى از تاریخ گذشتگان به خاطر دارید که جلوه‌هاى ایمان و آثارى را که در بالا گفته شد بازگو کند؟
۲. آیا مى دانید چرا بعضى از افراد که دم از ایمان به خدا مى زنند آلودگى‌هاى اخلاقى دارند و آثار چهارگانه بالا در آنها دیده نمى‌شوند؟

حتما بخوانید  خودسازی و خداشناسی

نوشته شده توسط:کارشناس دینی - 3955 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 21
برچسب ها:
دیدگاه ها
وحید این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۴ آبان ۱۳۹۴ - ۶:۱۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

یکی از کارهای روزانه من سر زدن به سایت شماست، بابت پاسخگویی متشکرم

مریم این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۴ آبان ۱۳۹۴ - ۶:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بعنوان یک کاربر از بقیه دوستان تقاضامندم که در پاسخ به سوالات شرکت کنند

ابراهیم این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۴ آبان ۱۳۹۴ - ۶:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بازهم مثل همیشه پاسخ ها کامل و متقن…تشکر

رامین این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۴ آبان ۱۳۹۴ - ۷:۰۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بعنوان یکی از کاربران این سایت از زحمات شما برای پاسخگویی کمال قدردانی را دارم

توجه: وارد کردن نام و ایمیل اختیاری است