لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران

اثبات واقعیت و خدا

دسته: معارف
۳ دیدگاه
شنبه - ۸ اسفند ۱۳۹۴
اثبات واقعیت و خداReviewed by کارشناس دینی on Feb 27Rating:
ازکجا معلوم که واقعیتی باشد یا خیر؟ و بالفرض که واقعیتی موجود باشد ، از کجا معلوم که خدایی موجود باشد یا خیر؟

اولاً؛ انکار واقعیت خود مستلزم اثبات واقعیت است . زیرا خود مقوله انکار واقعیت از دو حالت خارج نیست ؛ ۱) یا خود واقعیت دارد ۲) و یا خود واقعیت ندارد.
در صورت اول که انکار واقعیت ،خود واقعیتی داشته باشد، لازمه اش این است که حداقل یک واقعیت را پذیرفته ایم واین با مدعای ما سازگاری ندارد زیرا مدعای ما این بود که واقعیتی موجود نیست در حالی که واقعیتی را پذیرفته ایم.
و اما در صورت دوم که انکار واقعیت ،خود واقعیتی نداشته باشد ، لازمه اش این است که شبهه ای در مساله نباشد زیرا انکار واقعیت ، واقعیت ندارد.
بنابراین واقعیت قابل انکار نیست بلکه تحقق ان یک امر بدیهی است.
ثانیا؛ پذیرفتن نا گزیری اصل واقعیت ،خود مستلزم پذیرفتن واجب الوجود است.زیرا با پذیرفتن اصل واقعیت این سئوال مطرح می شود که مصداق حقیقی اصل واقعیت چیست و کدام است ؟ در پاسخ این سئوال هرگز ما نمی توانیم بگوییم که مصداق اصل واقعیت ، یک امرممکن الوجود می باشد.زیرا با نبودن ممکن الوجود ، اصل واقعیت نابود نمی شود. به طور مثال با نبودن پرویز ، اصل واقعیت زیر سئوال نمی رود بلکه مصداق ان باید امری باشد که اصل واقعیت و موجودیت بدون هیچ قید و شرطی بر ان ،صادق باشد و با ارتفاع ان مصداق ، اصل واقعیت نیز مرتفع شود .( به بیان دیگر در اصطلاح فلاسفه، مصداق ان باید امری باشد که اصل واقعیت و موجودیت به نحو ضرورت ازلیه و حیثیت اطلاقیه بر ان صادق باشد نه به نحو حیثیت تعلیلیه یا تقییدیه.)و ان مصداق چیزی جز واجب الوجود نخواهد بود که اصل واقعیت و موجودیت بدون هیچ قید و شرطی بر ان صادق است و با نبود ان ،اصل واقعیت نیز نابود خواهد شد.
بنابراین میتوان گفت که وجود واجب الوجود نیز امری بدیهی است .زیرا با پذیرفتن واقعیت که خود امری بدیهی است بدون هیچ واسطه ای ( اعم از استحاله دور و تسلسل و یا توقف ممکن الوجود بر واجب الوجود) به وجود واجب تعالی انتباه می یابیم .
در اصطلاح فلاسفه این نوع برهان انتباهی را برهان صدیقین می گویند که در ان از هیچ واسطه ای استفاده نشده است بلکه از خدا به خدا رسیدن است، یعنی از وجود به وجوب رسیدن است یا به عبارت دیگر از اصل موجودیت به واجب الوجود رسیدن است به خلاف براهین دیگر که از غیر به خدا رسیدن است( مانند برهان نظم ، برهان حرکت ، برهان ممکن الوجود و…) و تا مادامی که غیری پذیرفته نشود، نمی توان وجود حق تعالی را اثبات نمود واز همین جهت است که نمی توان این نوع براهین را براهین صدیقین نامید زیرا در انها نوعی کجی واعوجاج متحقق است و ان از غیر به خدا رسیدن است در حالی که “افتاب امد دلیل افتاب”
” انت دللتنی علیک.”
البته براهین صدیققین متعدد است و مشهورترین انها برهان بوعلی ، برهان ملا صدرا ، برهان سبزواری و برهان علامه طباطبائی است و برهان مذکور از مرحوم علامه می باشد.

حتما بخوانید  چرا ذات پروردگار را نمي توان درك كرد؟

نوشته شده توسط:کارشناس دینی - 3946 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 16
برچسب ها:
دیدگاه ها
اسماعیل این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام برای شما آرزوی توفیق روزافزون دارم، موفق باشید

عیسی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا پاسخگویی شما به سوالات خیلی خوبه

بهروز این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

من که به جوابم رسیدم خیلی ممنون

توجه: وارد کردن نام و ایمیل اختیاری است