لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران

آیا ائمه علم به شهادت خود داشتند؟

دسته: امام شناسی , معارف
۴ دیدگاه
یکشنبه - ۶ تیر ۱۳۹۵
آیا ائمه علم به شهادت خود داشتند؟Reviewed by کارشناس دینی on Jun 26Rating:

با وجود اینکه ائمه معصومین علیهم السلام از علم غیب برخوردار بودند؛ پس چرا گاهى انگور یا خرما یا دیگر اشیاى مسموم راتناول کرده و به شهادت مى‏رسیدند؟

در پاسخ به این پرسش، توجه به نکات ذیل راه گشا است:

یکم. هر چند امامان معصوم علیهم السلام از علم غیب برخوردارند و به وقایع گذشته و حوادث حال و آینده آگاهى دارند؛ اما تکلیف آنان مانند سایر افراد بشر، بر اساس علم عادى است و علم غیب براى آنان، تکلیفى ایجاد نمى‏کند. به عنوان مثال، امام براساس علم عادى خود، میوه‏اى را پیش روى خود مى‏بیند که مانعى از خوردن آن نیست و تناول آن جایز است؛ هر چند براساس علم غیب، از مسموم بودن آن آگاهى دارد. در تأیید این مطلب دو دلیل ذکر شده است:

الف. عمل براساس علم غیب، در برخى از موارد، با حکمت بعثت پیامبران و نصب امامان منافات دارد؛ زیرا در این صورت، جنبه اسوه و الگو بودن خود را از دست خواهند داد و سایر افراد بشر، به بهانه برخوردار بودن معصومان از علم غیب و عمل بر اساس علم خدادادى نسبت به آنان احساس جدایى و دوگانگى کرده و از وظایف فردى و اصلاحات اجتماعى سر بازخواهند زد.

ب. عمل دائمى براساس علم غیر عادى، موجب اختلال در امور است؛ زیرا مشیت و اراده غالب خداوند به جریان امور، بر اساس نظام اسباب و

مسببات طبیعى و علم عادى نوع بشر تعلق گرفته است. به همین جهت پیامبر و ائمه علیهم السلام، براى شفاى بیمارى خود و اطرافیانشان، از علم غیب استفاده نمى‏کردند. شاید یکى از حکمت‏هاى ممنوع بودن تمسّک به نجوم، تسخیر جن و … براى غیب‏گویى و کشف غیرعادى حوادث آینده نیز همین اختلال در امور باشد.[۱]

حتما بخوانید  چگونه امام جواد(علیه السلام) در دردوره کودکی مقام ومنصب مهم امامت را عهده دار شدند؟

دوّم. هر چند بر طبق روایات فراوان، امامان علیهم السلام نسبت به حوادث گذشته، آینده و حال علم و آگاهى دارند[۲]؛ اما از روایاتى دیگر استفاده مى‏شود که این علم به صورت بالفعل نیست؛ بلکه شأنى است؛ یعنى، هرگاه اراده کنند و بخواهند چیزى را بدانند، خداوند سبحان آنان را عالم و آگاه خواهد کرد:

«اذا اراد الامام ان یعلم شیئاً اعلمه اللّه ذلک»[۳]؛ «هر گاه امام اراده کند که چیزى را بداند، خداوند او را آگاه خواهد کرد».

پس علم غیب امام علیه السلام شأنى است نه فعلى؛ و براساس همین نکته، ممکن است نسبت به نحوه شهادت خود با همه جزئیات آن، علم نداشته باشد؛ چون اراده نکرده که بداند.[۴] و یا در برخى موارد، دانستن چه بسا مانع کمال شود. چنان که برخى گفته‏اند در واقعه «لیله المبیت» اگر امام على علیه السلام مى‏دانست که خطرى متوجه او نخواهد شد، خوابیدن در بستر پیامبر صلى الله علیه و آله به منزله قبول خطر تلقى نمى‏شد.

(۴). محمد رضا مظفر، علم امام، ترجمه و مقدمه على شیروانى، ص ۷۳؛ قابل ذکر است مظفر این پاسخ را به عنوان‏یک احتمال ذکر مى‏کند، ولى آن را نمى‏پذیرد.

سوّم. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام، تکالیف و وظایفى مخصوص به خود دارند و به همین جهت، آنان در عین اینکه مى‏دانستند دشمن در فلان جنگ غلبه خواهد کرد، وظیفه داشتند اقدام کنند و یا با اینکه مى‏دانستند کارى که انجام مى‏دهند، منجر به شهادتشان خواهد شد جهت مصالح بالاتر و دستیابى به اهداف بلند، اقدام به انجام وظیفه مى‏کردند، چنان که به دلایل متعدد امام حسین علیه السلام علم به شهادت خود داشت، ولى جهت انجام وظیفه اقدام کرد.[۵]

حتما بخوانید  درس نهم: امامان دوازدهگانه

چهارم. برخى از این موارد (مانند خوردن میوه زهرآلود به وسیله امام موسى کاظم علیه السلام و یا امام رضا علیه السلام) اجبارى و بدون اختیار بوده است.

پس با اینکه مى‏دانستند به این وسیله به شهادت خواهند رسید؛ ولى به وسیله دشمن، مجبور به خوردن آن شدند و گزینه دیگرى فرا روى آنان نبود.

البته این پاسخ اگر چه در جاى خود درست است و شواهد تاریخى بر آن مهر تأیید مى‏زند؛ اما نمى‏تواند پاسخى براى همه موارد باشد.

پنجم. علامه طباطبایى بر آن است که علم غیب امامان به واقع حتمى و قطعى تعلق مى‏گیرد که در آن تغییر و تبدیل راه ندارد. در چنین مواردى اقدام نکردن و یا اقدام برخلاف بى‏معناست.

به عبارت دیگر امام به حسب علوّ رتبه وجودى‏اش، با لطف و اذن الهى از حقایق حوادث عالم، از جمله فعل اختیارى خود آن‏گونه که به استناد علل تامه‏اش حتمیت و ضرورت یافته است آگاهى دارد. عمل برخلاف مقتضاى‏ چنین دانشى و تلاش در جهت خلاف آن بى‏معنا و غیرممکن است.[۶]

افزون بر این، درجات و کمالاتى براى امامان مقدر شده که راه رسیدن به آن، از طریق تحمل همین بلاها و مصایب است.

__________________________
پی نوشت ها:
[۱] ( ۱). صافى گلپایگانى، معارف دین، ج ۱، ص ۱۲۱.

[۲] ( ۲). اصول کافى، ج ۱،« باب ان الائمه: یعلمون علم ماکان و ما یکون …»؛ بحارالانوار، ج ۱۶، باب ۱۴.

[۳] ( ۳). اصول کافى، ج ۱،« باب ان الائمه اذا شاؤا ان یعلموا علموا»؛ بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۵۶، ۱۱۶ و ۱۱۷.

[۴] ( ۴). محمد رضا مظفر، علم امام، ترجمه و مقدمه على شیروانى، ص ۷۳؛ قابل ذکر است مظفر این پاسخ را به عنوان‏یک احتمال ذکر مى‏کند، ولى آن را نمى‏پذیرد.

حتما بخوانید  آیه اولی الامر چیست؟ و چگونه به امامت بلافصل امام علی علیه السلام دلالت می کند؟

[۵] ( ۱). علامه طباطبایى، المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۴. وى این را به عنوان یک قول نقل کرده است.

[۶] ( ۱). براى توضیح بیشتر ر. ک:

الف. سید محمد حسین طباطبایى، تفسیر المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۲؛ ج ۱۳، ص ۷۲ و ۷۴؛ ج ۱۹، ص ۹۲؛ ج ۱۲، ص ۱۴۴؛ ج ۴، ص ۲۸؛

ب. همو، معنویت تشیع، مقاله علم امام، ص ۲۱۵؛

ج. محمد حسین رخشاد، در محضر علامه طباطبایى، ص ۱۲۱.


نوشته شده توسط:کارشناس دینی - 3943 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 11
برچسب ها:
دیدگاه ها
دانیال این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱:۱۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حاج آقا خیلی ممنون که برای پاسخگویی به سولات وقت میزارید

طاهره این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱:۳۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دوستان دیگر نیز در نظرات و پاسخگویی به سوالات شرکت کنند

نازگل این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱:۴۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا پاسخگویی شما به سوالات خیلی خوبه

مسعود این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ - ۲:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مخلصیم حاج آقا

توجه: وارد کردن نام و ایمیل اختیاری است