لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران

فرق انسان کامل با امام معصوم چیست؟

دسته: امام شناسی , معارف
۶ دیدگاه
یکشنبه - ۶ تیر ۱۳۹۵
فرق انسان کامل با امام معصوم چیست؟Reviewed by کارشناس دینی on Jun 26Rating:

با تحلیل «انسان کامل» و بررسى ابعاد گوناگون آن، درمى‏یابیم که معصومان، به صورت عام و رسول اکرم صلى الله علیه و آله، صدیقه طاهره علیها السلام و دوازده امام علیهم السلام به صورت خاص، تنها مصادیق حقیقى «انسان کامل» اند.

یک. مفهوم کمال‏

واژه «کمال» در جایى به کار مى‏رود که یک چیز، پس از آنکه «تمام» هست (یعنى همه آنچه که براى اصل وجود آن لازم است، به وجود آمد)، باز درجه بالاترى و از آن درجه بالاتر، درجه بالاتر دیگرى هم مى‏تواند داشته باشد.

در واقع «کمال» بیانگر جهت «عمودى» یک چیز است و «تمام» حکایت‏گر جهت «افقى»؛ یعنى، وقتى شیئى در جهت افقى به نهایت برسد، مى‏گویند: تمام شد و اگر در جهت عمودى حرکت کند، مى‏گویند: به مدارج کمال بار یافت.[۱] بنابراین «انسان کامل»؛ یعنى، انسانى که داراى مرتبه خاص وجودى است که مرتبه‏اى اعلا بوده و بالاتر از آن، در عالم امکان وجود ندارد.

دو. «مَثَل اعلا» براى «مبدأ اعلا»

موجودى که به طور مستقیم، از جمال بى‏نهایت و از مبدأ متعال سرچشمه مى‏گیرد- و اثرى که این مبدأ اعلا به آن مى‏بخشد و عطایى که از او است- موجود جامع، کامل، احسن و اکمل خواهد بود؛ زیرا در جاى خود ثابت شده که «مخلوق و معلول»، از نظر کمالات وجودى، صورت نازله «خالق و علت» خود است. هر مخلوقى- در حدى که امکان دارد- جلوه خالق خود و علّت وجودى خود است. مخلوق مستقیم و بدون واسطه حضرت حق، جلوه‏اى از همه کمالات بى‏نهایت او و صورت نازله‏اى از او است. طبعاً هر کمالى را که «مبدأ متعال»- به صورت بى‏نهایت و بى‏حد دارد- این مخلوق بى‏واسطه در حد امکان خواهد داشت.

در این صورت، کمالات این مخلوق وسیع بوده؛ ولى بى‏نهایت نخواهد بود.

بر این اساس خداوند متعال در قرآن، براى خود «مثل اعلا» خلق کرده است.[۲]

حتما بخوانید  آیا اموات با دنیا ارتباط دارند؟

«مثل اعلا»؛ یعنى، مخلوق و موجودى که به بهترین صورت و کامل‏ترین وجه، حکایت از حق و کمالات او دارد؛ مخلوقى که در مخلوق بودن، حق مطلب را به خوبى ادا نموده و اسماى حسناى الهى، در وجود او به خوبى تجلى کرده‏است. این تجلّى چنان است که شهود آن، شهود حق است؛ جمال و جلال مطلق را نشان مى‏دهد و جلوه تام حضرت حق است.[۳]

سه. «روح» مَثَل اعلا یا اولین مخلوق‏

صورت اصلى «مثل اعلا»- صورتى که مجرد از حدود و رنگ‏ها و عارى از اطوار و برتر از صورت‏هاى نازله آن است- همان «روح» و «خلق اعظم» منسوب به خداى متعال است. این روح، به مضمون برخى از روایات و اشارات قرآنى، نزدیک‏ترین مخلوق به حضرت حق و اولین مخلوق و کامل‏ترین آنها است.

امام صادق علیه السلام در روایتى مى‏فرماید: «انّ الله عزوجل خلق روح القدس فلم یخلق خلقا اقرب الى الله منها»؛ «براستى خداوند عزّوجل، روح القدس را خلق کرد؛ پس خلق نکرد مخلوقى را نزدیک‏تر به مبدأ متعال از این مخلوق».[۴]

روح چونِ من امر ربّى مختفى است‏هر مثالى که بگویم منتفى است‏[۵]

چهار. انسان، جلوه جامع روح خدا

آفریدگار هستى در خصوص «انسان»، تعبیر ویژه‏اى دارد و در آن، هیچ موجود دیگرى را با آدمى، شریک نمى‏سازد. بر اساس این تعبیر، حقیقت انسان، از روحى خدایى بود. در واقع خداوند از این روح، در انسان دمید و روح مجرد انسان را به گونه‏اى ویژه و خاص تنزل بخشید و به پیکر آدم متعلق نمود. بدین‏سان او را شایسته سجده فرشتگان کرد و همین تعلق روح الهى به پیکر لایق آدمى، سبب شد که از این موجود ترکیب یافته از طبیعت و فرا طبیعت، به عنوان زیباترین شکل ممکن یاد شود.[۶] بنابراین روح انسان، جلوه جامع روح خدا و مثل اعلا است؛ ولى در حد کاملًا پایین‏تر، ضعیف‏تر و ناقص‏تر؛ یعنى، روح خدا- با همه اسما و صفاتش- کاملًا تنزل یافته، در ترکیب بدنى تجلى‏مى‏کند. مقصود از جامع بودن این جلوه از یک سو، و ناقص، ضعیف و نازل بودن آن از سوى دیگر، این است که «روح خدا»، در حدّ بسیار ضعیف‏تر و در بسیارى از جهات در حد استعداد و قوه- که مرتبه ضعیف‏تر وجود است- در ترکیب بدنى جلوه مى‏کند.

حتما بخوانید  واقعه غدیر را شرح دهید؟

دقّت و تأمل در اینکه روح انسان، جلوه جامع و در عین حال نازل روح خدا است، ما را به این حقیقت رهنمون مى‏شود که روح انسان، ظهور و تجلى روح خدا از پشت حجاب‏ها است. نه عین آن است و نه غیر آن؛ بلکه تابشى است از آن پشت حجاب‏ها و باحجاب‏ها.

پنج. عصمت و کمال انسان‏

آن‏گاه که دانستیم انسان ظهور و تجلى خدا از وراى حجاب‏هاست خواهیم فهمید که پس از کنار زدن حجاب‏ها، ظهور انسان کامل، همان «مثل اعلا» خواهد بود.[۷] از همین‏رو مى‏گویند: کمال انسان، در این است که خود را به «اصل» برساند و رسیدن انسان به اصل خود با هرگونه کژى و ناراستى که هر یک حجابى ستبر است و از آن‏جمله «خودبینى»- که از برترین حجاب‏ها است- جمع نمى‏شود. بدین جهت، کمال نهایى انسانى مساوى با عصمت و مقام «فناى مطلق» است.[۸]

رقص آنجا کن که خود را بشکنى‏پنبه را از ریش شهوت بر کنى‏
رقص و جولان بر سر میدان کنندرقص اندر خون خود مردان کنند
چون رهند از دست خود دستى زنندچون جهند از نقص خود رقصى کنند
مطربانشان از درون دف مى‏زنندبحرها در شورشان کف مى‏زنند[۹]

شش. یگانه بودن انسان کامل‏

یکى از ویژگى‏هاى انسان کامل، یگانه بودن او در هر عصرى است؛ زیرا او خلیفه خدا است و چون خداوند واحد است، خلیفه کامل نیز در هر عصر، یگانه خواهد بود و اگر انسان‏هاى کامل دیگرى معاصر او باشند، حتماً تحت ولایت او قرار دارند؛ وگرنه همه آنان خلیفه ناقص بوده و کامل نیستند[۱۰].

حتما بخوانید  دلیل توحید و یگانگی خداوند چیست؟
پس به هر دورى ولیّى قائم است‏تا قیامت آزمایش دائم است‏[۱۱]

براساس آیات و روایات انسان کامل با ویژگى‏هاى شمرده شده براى آن، منحصر در معصومان است.[۱۲] پس اکنون خاتم ولایت و انسان کامل مهدى موعود (عج) است.

مهدى موعود در آخر الزمان، بدون واسطه خلیفه حق تعالى است و انسان کامل منحصر به فرد پس از امام یازدهم، حضرت حجت (عج) مى‏باشد.

______________________________

پی نوشت ها:
[۱] ( ۱). ر. ک: مرتضى مطهرى، انسان کامل،( انتشارات صدرا)، صص ۱۸- ۲۰.

[۲] ( ۲). روم( ۳۰)، آیه ۲۷.

[۳] ( ۱). براى مطالعه بیشتر ر. ک: محمد شجاعى، انسان و خلافت الهى،( مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، تهران: چاپ اوّل، ۱۳۶۲ ش)، صص ۲۵- ۳۸.

[۴] ( ۲). علامه طباطبایى، المیزان، ج ۱۲، ص ۳۷۶؛ براى آشنایى بیشتر با خصوصیات وجودى روح خدا ر. ک: انسان و خلافت الهى، صص ۴۰- ۷۶.

[۵] ( ۳). مثنوى، دفتر ششم، بیت ۳۳۱۰.

[۶] ( ۱). تین( ۹۵)، آیه ۴؛ در این باب ر. ک: آیهاللَّه جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن، مرکز نشر اسراء، قم: چاپ اوّل، ۱۳۷۹ ش، ج ۱۴، ص ۲۲۱- ۲۲۲.

[۷] ( ۱). ر. ک: مقالات، همان، صص ۴۰- ۶۹ و انسان و خلافت الهى، صص ۱۰۴ و ۱۲۲- ۱۲۴؛ علامه حسن‏زاده آملى، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه،( بنیاد نهج البلاغه، تهران: ۱۳۶۵ ش)، صص ۱۳۸- ۱۴۲.

[۸] ( ۲). ر. ک: تفسیر موضوعى قرآن کریم، ج ۱۱، ص ۹۲.

[۹] ( ۳). مثنوى، دفتر سوم، ابیات ۹۵- ۹۹.

[۱۰] ( ۱). استاد حسن زاده آملى، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، صص ۱۰۰- ۱۰۱؛ آیهاللَّه جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن کریم، ج ۶، ص ۲۲۱.

[۱۱] ( ۲). مثنوى، دفتر دوم، بیت ۸۱۵.

[۱۲] ( ۳). محمدرضا کاشفى، راهنماشناسى، صص ۳۳- ۳۱؛ شرح مقدمه قیصرى، سید جلال الدین آشتیانى، صص ۶۵۹- ۶۴، ۷۴۷، ۷۴۹، ۹۰۴، ۹۰۶، ۹۱۷.


نوشته شده توسط:کارشناس دینی - 3955 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 11
برچسب ها:
دیدگاه ها
اسکندر این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حاج آقا خیلی ممنون که برای پاسخگویی به سولات وقت میزارید

بهداد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سپاس و قدردانی ویژه بابت پاسخگویی به سولات

بهرام این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱:۴۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بعنوان یکی از کاربران این سایت از زحمات شما برای پاسخگویی کمال قدردانی را دارم

معصومه این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

از دوستان گرامی تقاضامندیم سوالات خود را از قسمت ارسال پرسش بفرستید و جهت پاسخگویی به سوالات از قسمت دیدگاه‌ها اقدام کنید.

غلامعلی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ - ۲:۰۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با وجود این همه سایت ها و فعالیت های ضد اسلامی چنین سایت های خیلی برای پاسخگویی به سوالات دینی خیلی نیاز است، با قوت ادامه بدید

باقر این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵ - ۲:۱۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

این سایت ارزش این رو داره که روزانه یک مقدار از وقتم رو بزارم و بیام سوالات را بیابم و یا بپرسم…کمال تشکر

توجه: وارد کردن نام و ایمیل اختیاری است