لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران

آیا فقط مسلمانان و شیعیان به بهشت می روند؟

دسته: آخرت شناسی
بدون دیدگاه
دوشنبه - ۲۲ شهریور ۱۳۹۵
آیا فقط مسلمانان و شیعیان به بهشت می روند؟

مردمى که به دین اسلام ایمان نیاورده‌اند، دو گروه‌اند: 1. گروهى که اصطلاحاً به جاهل مقصر و کافر معروفند؛ یعنى اسلام به آنها رسیده و به حقانیت آن پى برده‌اند اما با لجاجت و سرکشى حاضر به پذیرش حق نیستند، که این گروه مستحق عذاب و خلود در آتش‌اند. 2. گروهى که اصطلاحاً به جاهل قاصر معروفند؛ یعنى یا اسلام و پیام آن به آنها نرسیده و یا بسیار ناقص و غیر واقعى به آنها عرضه شده است به قسمى که اسلام را در ردیف ادیان هند و چین و حداکثر یهودیت و مسیحیت می‌پندارند، چنین افرادى به خاطر صداقت در دین و آیین خود اهل نجات می‌باشند.

آیا فقط مسلمانان و شیعیان به بهشت می روند؟Reviewed by کارشناس دینی on Sep 12Rating: 5.0

پاسخ اجمالی:
مردمى که به دین اسلام ایمان نیاورده‌اند، دو گروه‌اند:
۱. گروهى که اصطلاحاً به جاهل مقصر و کافر معروفند؛ یعنى اسلام به آنها رسیده و به حقانیت آن پى برده‌اند اما با لجاجت و سرکشى حاضر به پذیرش حق نیستند، که این گروه مستحق عذاب و خلود در آتش‌اند.
۲. گروهى که اصطلاحاً به جاهل قاصر معروفند؛ یعنى یا اسلام و پیام آن به آنها نرسیده و یا بسیار ناقص و غیر واقعى به آنها عرضه شده است به قسمى که اسلام را در ردیف ادیان هند و چین و حداکثر یهودیت و مسیحیت می‌پندارند، چنین افرادى به خاطر صداقت در دین و آیین خود اهل نجات می‌باشند.

پاسخ تفصیلی:
درباره وضع غیر مسلمان(مبنی بر این که بهشت می‌روند یا نه) سه دیدگاه عمده وجود دارد:

۱ـ نظر افراط:
برخی از روشن فکران عقیده دارند که بین مسلمان و غیر مسلمان در پاداش و رفتن به بهشت فرقی وجود ندارد. شهید مطهری می‌نویسد:
«معمولاً کسانی که داعیه روشن فکری دارند، با قاطعیت می‌گویند هیچ فرقی میان مسلمان و غیر مسلمان، بلکه موحد و غیر موحد نیست. هر کس عمل نیکی انجام دهد، خدمتی از راه تأسیس یک مؤسسه خیریه و یا اکتشاف و اختراع و یا از راه دیگر انجام دهد، استحقاق ثواب و پاداش از جانب خداوند دارد. می گویند خداوند عادل میان بندگان خود تبعیض نمی‌کند. . . »[۱]

طرفداران این نگرش هم به دلیل عقل استدلال کرده‌اند و هم به دلیل نقل. دلیل عقلی آنان بر دو مقدمه استوار است:
یکم: خداوند با همه موجودات نسبتی مساوی داشته. . . بندگان و مخلوقات برای او یکسان هستند و با هیچ‌کس خویشاوندی و رابطه خصوصی ندارد؛ بر این اساس به افعال و عملکرد همگان پاداش و ثواب می‌دهد؛ و چون نسبت خداوند به همه موجودات یکسان است، دلیلی ندارد که عمل نیک از یک نفر مقبول باشد و از یک نفر دیگر مقبول نباشد.[۲]
دوم: خوبی و بدی اعمال، قراردادی نیست، بلکه واقعی است، یعنی حسن و قبح افعال ذاتی بوده و هر کدام آثار خود را دارد؛ از این رو پاداش و ثواب آن در راستای حسن ذاتی آن است. هر گاه اعمالی به ‌وجود آمد که حسن ذاتی داشته باشد، ثواب دارد.
شهید مطهری می‌نویسد: «. . . از این دو مقدمه چنین نتیجه می‌گیریم که چون خداوند اهل تبعیض نیست و چون عمل نیک از هر کس نیک است، پس هر کس کار نیک بکند، ضرورتاً و الزاماً از طرف خدا پاداش نیک خواهد داشت. . . »[۳]
دلیل نقلی نیز دلیل عقل را تأیید و تأکید می کند؛ زیرا در آیات و روایات تصریح شده است که عمل نیک پاداش و عمل بد عذاب را در پی دارد: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ * وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ؛[۴] پس هر کس هموزن ذرّه ‏اى کار خیر انجام دهد آن را مى ‏بیند! *و هر کس هموزن ذرّه ‏اى کار بد کرده آن را مى ‏بیند»
«إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلا؛[۵] مسلّماً کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، ما پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهیم کرد»
از این آیات استفاده می‌شود که پاداش و عذاب بر اعمال مترتب بوده و مسلمان بودن در اعطای پاداش شرط نشده، همان‌طوری که در استحقاق عذاب، غیر مسلمان بودن شرط نشده است.

۲ـ نظر تفریط:
برخی دیگر عقیده دارند که به فعالیت‌های نیک غیر مسلمانان پاداش داده نشده و به بهشت نمی‌روند. این نگرش معمولاً از سوی مقدس مآب ها ابراز شده است. طرفداران این نگاه نیز به دلیل عقل و نقل استدلال نموده‌اند. دلیل عقلی این است که اگر بنا باشد اعمال غیر مسلمان و یا مسلمان غیر شیعه مقبول درگاه خداوند باشد، پس فرق میان مسلمان و غیر مسلمان چیست؟ اصولاً اگر تفاوت مسلمانان با غیر مسلمانان در پاداش ظهور نکند، اسلام و تشیع لغو خواهد بود. در برخی از آیات آمده که عمل کافر غیر مقبول است. در آیه ۱۸سوره ابراهیم اعمال کفار به خاکستری تشبیه شده است که به وسیله تند بادی پراکنده شود:
«مَّثَلُ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ کَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُواْ عَلَى شَیْءٍ ذَلِکَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِیدُ؛[۶] اعمال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، همچون خاکستری است در برابر تندباد، در یک روز طوفانی، آن‌ها توانایی ندارند کم ترین چیزی از آن چه را انجام داده‌اند، به دست آورند و این گمراهی دور و درازی است.»

حتما بخوانید  چرا از مرگ می ترسیم؟

۳ـ دیدگاه اعتدال:
دیدگاه اعتدال از آیات و روایات استفاده می‌شود. شهید مطهری و برخی از نظریه پردازان اسلامی، طرفداران این دیدگاه هستند. بر اساس این نگرش، فعالیت و خدمات کسانی مثل مخترعان و مکتشفان کافر که با انگیزه انسان دوستی شکل می‌گیرد، پاداش داشته، با این توضیح که اگر کافر منکر خدا و یا مشرک باشد، پاداش در دنیا داده می شود و در آخرت بهره و نصیبی ندارند مگر جهنم :«مَن کاَنَ یُرِیدُ الْحَیَوهَ الدُّنْیَا وَ زِینَتهَا نُوَفّ‏ِ إِلَیهْمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَ هُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ*أُولئِکَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما کانُوا یَعْمَلُونَ؛[۷] کسانى که زندگى دنیا و زینت آن را بخواهند، (نتیجه) اعمالشان را در همین دنیا بطور کامل به آنها مى‏ دهیم و چیزى کم و کاست از آنها نخواهد شد! (ولى) آنها در آخرت، جز آتش، (سهمى) نخواهند داشت و آنچه را در دنیا (براى غیر خدا) انجام دادند، بر باد مى ‏رود و آنچه را عمل مى ‏کردند، باطل و بى اثر مى‏ شود!»

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً *الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فىِ الحْیَوهِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یحَسَبُونَ أَنهَّمْ یحُسِنُونَ صُنْعًا*أُوْلَئکَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِایَاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَائهِ فحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لهَمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَزْنًا؛[۸] بگو: آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانى هستند؟ آن ها که تلاش های شان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده با این حال، مى ‏پندارند کار نیک انجام مى ‏دهند! آن ها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند به همین جهت، اعمال شان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانى براى آن ها برپا نخواهیم کرد»

اما اگر کافر پیرو یکی از ادیان الهی ( مثل مسیحیت و یهودیت) باشد و حقانیت دین اسلام برایش مشخص نشده باشد و در شناخت حق هم کوتاهی نکرده باشد، از پاداش دنیایی و اخرتی (بهشت ) برخوردار می شود.
شهید مطهری بعد از بررسی آیات و روایات درباره وضع مخترعان و مکتشفان غیر مسلمان(اهل کتاب) می‌نویسد:« افرادی این‌چنین که البته در همه زمان‌ها کم یا بیش پیدا می‌شوند، حداقل این است که در عذاب آن‌ها تخفیف داده می‌شود و یا عذاب آن‌ها به کلی برداشته می‌شود.»[۹]

پیروان ادیان الهی (همه غیر مسلمانان) هم به حکم کتاب خودشان که در آن اشاره به آمدن پیامبر اسلام شده است و هم به حکم عقل که باید به آخرین پیام الهی گوش فرا دهند، باید دین اسلام را بپذیرند. خداوند در آیه ۸۵ سوره آل عمران می‏فرماید: «وَ مَن یَبْتَغِ غَیرْ الْاسْلَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فىِ الاَخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِین؛ هر کس غیر از اسلام (دین واقعی) دینی را بپذیرد، هرگز از او پذیرفته نیست و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود.»

بنابراین، همگان وظیفه دارند درباره دین خود و دین اسلام تحقیق کنند و دستورهای ادیان را با هم مقایسه کنند. پس از تحقیق دقیق و علمی، به حقیقت اسلام و حقانیت این دین پی خواهند برد. حال اگر پس از تحقیق به این نتیجه رسیدند که دین خودشان بر حق است و از طرفی به محتوای دین خود عمل کردند و بر کسی ظلم نکردند، چون حجت و دلیل و برهان بر اعتقاد خود دارند، خداوند آنان را عذاب نمی‏کند، ولی اگر تحقیق نکردند و با لجاجت بر دین خود پای فشاری کردند و با این که احتمال دادند دین اسلام دین حقی باشد، به دنبال آن نرفتند، در وظیفه خود کوتاهی کرده، در نتیجه مواخذه خواهند شد.

حتما بخوانید  نظر قرآن در مورد شفاعت چیست؟

بنابراین اصل در حساب قیامت، در حق طلبی انسان‌ها و تسلیم در مقابل آن، یا انکار حقیقت است.

شهید مطهری(ره) در این باره می‏گوید: «اگر کسی در روایات دقت کند، می‏یابد که ائمه(ع) تکیه‏ شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان می‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطی باشد که می‏بایست تحقیق و جستجو کند نکند. اما افرادی که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطی به سر می‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمی‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند. ائمه اطهار بسیاری از مردم را از این طبقه می‏دانند. این گونه افراد دارای استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهی درباره آنان می‏رود. همان طوری که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد».[۱۰]

بنابراین، این امکان وجود دارد که غیر مسلمانان نیز داخل بهشت شوند. این ها گروهی هستند که به عنوان مستضعفان شناخته می‌شوند، یا واقعا و حقیقتا به دنبال دین حق بودند، اما به دلایلی بر آن دست نیافتند و نیز انسان‌های درستکار بودند. محاسبه اعمال آنان، بر پایه عدل خداوندی است . بر اساس عقل و فطرت و کردارشان، هم چنین اعتقادات و باورهایشان مورد حساب قرار می‏گیرند. جهت مطالعه بیش تر در این موضوع به کتاب «عدل الهی» ( بخش اعمال خیر غیر مسلمانان) اثر استاد شهید مطهری و تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۳۱۲ـ ۳۱۷ مراجعه فرمائید.

به بیان دیگر اسلام دین حقى است، که مورد پذیرش و تأیید عقل سلیم بوده و دینى آسان و در دسترس است که دست یافتن به حقیقت آن امرى ممکن و آسان است و براى دست یافتن به این حقیقت، دو حجت «ظاهر و باطن»؛ یعنى «پیامبران و اولیاى الهى و عقل» به انسان داده شده است.[۱۱]

اسلام با پلورالیزم دینى در تضاد کلى قرار دارد؛ زیرا پلورالیزم مبتنى بر این اصل است که عقاید گوناگون مساوى هستند و مسلمان و هندو و مسیحى و یهودى و… از شأن و منزلت مساوى برخوردارند و دلیلى بر بطلان هیچ عقیده‌اى وجود ندارد؛ زیرا حقیقت دست نیافتنى است و دین هم امرى نسبى است که کاملاً مضمونى شخصى دارد و نه تنها حقیقت و محتواى آن دست نیافتنى است و فقط هر کس برداشت خود را از دین دارد، بلکه حقایق متعدد و راه‌هاى فراوان و درست براى وصول به نجات و رستگارى وجود دارد.
چنین نظرى با دین اسلام که مجموعه اصول اعتقادات و فروع عملى و شرعى و اخلاقى است، کاملاً ناسازگار است.[۱۲] با این وجود اسلام از نوعى تکثر سخن گفته و آن تکثر در مقام عمل؛ یعنى روادارى و مدارا با کسانى است که از حقیقت اسلام دو رهستند. به عبارت دیگر مردمى که به دین اسلام ایمان نیاورده‌اند، دو گروه می‌باشند:
۱. گروهى که اصطلاحاً به جاهل مقصر و کافر معاند معروفند؛ یعنى اسلام به آنها رسیده و آنان به حقانیت آن پى برده‌اند اما با لجاجت و سرکشى حاضر به پذیرش حق نیستند. این‌گونه افراد کافر معاندند و مستحق عذاب دوزخ می‌باشند؛ زیرا حق و حقیقت را شناخته‌اند و به سوء اختیار خود و با علم و عمد با آن مخالفت می‌کنند. چنین گروهى که می‌توانستند اهل نجات باشند هر چند هم در ظاهر رفتار خوبى داشته باشد؛ چون حق را پوشانده و با حقیقت، عناد و لجاجت ورزیده‌اند راه نجات را بر خود بسته، در نتیجه جایگاه خویش را انتخاب کرده‌اند.
۲. گروهى که اصطلاحاً به جاهل قاصر معروفند؛ یعنى یا اسلام و پیام آن به آنها نرسیده و یا بسیار ناقص و غیر واقعى به آنها عرضه شده است به قسمى که اسلام را در ردیف ادیان هند و چین و حداکثر یهودیت و مسیحیت می‌پندارند.
روشن است که این گروه چه در مناطق دور افتاده زمین زندگى کنند و چه در قاره اروپا و امریکا و مهد تمدن زندگانى بگذارنند؛ چون در عدم ایمان خود مقصر نیستند، به عذاب جهنم گرفتار نمی‌شوند؛ زیرا عذاب، گرفتارى گناهکاران تقصیر کار است و کسانى که پیام اسلام و حقانیت آن به آنها نرسیده یا غیر واقعى رسیده است، علم به حقانیت دین اسلام ندارند و در عدم پذیرش، خود مقصر نیستند تا گناهکار محسوب شوند.
متأسفانه چنان تبلیغات خلاف علیه اسلام زیاد است که هر گونه آزاداندیشى و حقیقت‌بینى را از بسیارى از مردم گرفته است به گونه‌اى که نمی‌تواند حق را از باطل تشخیص دهند. واقعیت این است که علی‌رغم پیشرفت‌هاى سریع مادى، انسان معاصر از نظر معنویت پس رفته است و عامل آن نیز استکبار جهانى و رسانه‌هاى تبلیغى و هنرى آن است که با تمام قوا در صدد تغییر و تحریف حقیقت‌اند. بنابراین، مردم بسیارى حتى در مهد تمدن، از اسلام و مکتب حیات‌بخش اهل بیت(ع) بی‌خبر مانده‌اند و از آن بدتر، اطلاعات نادرست و غیر واقعى از اسلام به آنها داده شده، به گونه‌اى که دین رحمت و محبت و عدالت، دین خشونت و ظلم و ناعدالتى معرفى گردیده است.
بنابر نظر اسلام چنین افرادى اگر در دین و آیین خود – آنچه مبتنى بر فطرت است – صادق باشند؛ مثلاً از دروغ بپرهیزند و به کارهاى خلاف انسانیت تن در ندهند، اهل نجات می‌باشند و به رحمت الهى امیدوارند.
این بحث درباره دانشمندان موحد و خداشناس که اسلام به آنها درست معرفى نشده و اهل سنت که حقیقت تشییع براى آنها تبیین نشده است، نیز صادق است.
به طور خلاصه؛ هر کسى که حقیقت به او نرسیده باشد و او نیز در این حقیقت مقصر نباشد، مستحق دوزخ نیست، زیرا دوزخ جایگاه گنهکاران است، نه کسانى که به حقیقت نادان هستند.[۱۳]
پی نوشت ها:

[۱]. عدل الهی، ص ۳۳۵.
[۲]. همان، ص ۳۳۷ ـ ۳۳۸.
[۳]. همان، ص ۳۳۹.
[۴]. زلزال (۹۹) آیه ۷ ـ ۸.
[۵]. کهف (۱۸) آیه ۳۰.
[۶]. ابراهیم (۱۴) آیه ۱۸ ؛ تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۳۰۸.
[۷]. هود(۱۱) آیه ۱۵،۱۶-
[۸].کهف(۱۸) آیه ۱۰۳،۱۰۴،۱۰۵-
[۹]. مرتضی مطهری ،عدل الهی،ص۳۴۷،ناشر صدرا.
[۱۰]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج ۱، ص ۳۲۰ به بعد، ناشر صدرا.

[۱۱]. اصول کافى، ج ۱، ص ۲۵، کتاب عقل و جهل.
[۱۲]. براى بحث تفصیلى درباره پلورالیزم دینى، ر.ک: فصلنامه کتاب نقد، شماره ۴، پائیز ۷۶، تحت عنوان پلورالیزم دینى و تکثرگرایى؛ گفت‌وگو با دکتر لگنهاوزن تحت عنوان «مفهوم نبوت را خراب نکنیم»؛ مقاله «آیه الله جوادى آملى و پلورالیزم دینى»؛ نصرى، عبدالله، یقین گمشده، انتشارات سروش، مصاحبه با هادى صادقى ص ۳۱۹ – ۴۲۷.
[۱۳]. مطهرى، مرتضى، عدل الهى، بخش هشتم، ص ۳۱۹ – ۴۲۷، انتشارات اسلامى، تهران؛ فصلنامه کتاب نقد، قراملکى، محمد حسن، مقاله «کافر مسلمان و مسلمان کافر».
منابع:
پاسخکده
اسلام کوئست
مرکز ملی پاسخگویی

نوشته شده توسط:کارشناس دینی - 3943 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 67
برچسب ها:
دیدگاه ها

توجه: وارد کردن نام و ایمیل اختیاری است